سيد مرتضى مجتهدى سيستانى (مترجم: ظريف)

191

منتخب الصحيفة الرضوية (منتخب صحيفه رضويه) (فارسى)

5 - عوذه‌اى از امام رضا عليه السلام فضل بن ربيع روايت كرده است كه روزى هارون صبحانه شراب خورده بود ، دربان خود را طلبيد و به او دستور داد كه حضرت رضا عليه السلام را از حبس خارج كرده و در قفس شيران و جايگاه درندگان رها كند ؛ من هر چه كردم كه او را آرام كنم سودى نبخشيد بلكه به خشم او افزوده و گفت : به خدا قسم ؛ اگر او را در محل شيران نيفكنى تو را بجاى او مىاندازم . مىگويد : نزد امام عليه السلام رفتم و قصّه را گفتم كه هارون مرا چنين دستورى داده است . حضرت رضا عليه السلام فرمود : تو آنچه مأمور شده‌اى انجام بده من براى دفع شرّ او از خدا يارى مىجويم . آنگاه شروع كرد به خواندن دعا در حالى كه با من راه مىرفت تا به جايگاه شيران رسيديم ، من در آن را گشودم و امام عليه السلام را در آنجا وارد كردم كه در آن چهل شير درنده بود ، در را كه بستم دچار غم و اندوه و اضطراب شدم و نگران گرديدم كه كشتن امام به دست من صورت گيرد ، با اين حال به منزل بازگشتم . چون پاسى از شب گذشت خادم آمد و به من پيغام داد كه هارون تو را مىطلبد ، نزد او رفتم ، به من گفت : گويا امشب خطائى مرتكب شده يا كار زشت و بدى انجام داده‌ام كه خوابى وحشناك ديده‌ام و مرا دچار ترس و دلهره ساخته است . در خواب ديدم عدّه‌اى مردان مسلّح بر من وارد شدند ، در ميان آنان شخصى بود كه چهره‌اش همچون ماه مىدرخشيد و هيبتى از او در دلم وارد شد ، يكى از آنان گفت : اين شخص ، اميرالمؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السلام است ، نزديك او آمدم تا پاى